سراسيمه به روزنامه میآيد و مي گويد از تجمع زنان در مقابل دادگاه انقلاب خبری آمده، من بیخبر از همه جا ميپرسم مگر امروز قرار بود تجمع كنند؟ ايسنا را كه باز میكنم متوجه همه چيز میشوم. اگر چه خبر طبق معمول بسيار بد و محافظهكارانه تنظيم شده ولی شك داشتيم كه همان راهم بتوانيم كار كنيم.خبر كوتاه بود،اما دردناك؛دولت مهرورز در آستانه هشت مارس حدود شصت نفر از زنانی كه در اعتراض به دادگاه دستگير شدگان تجمع 22 خرداد،مقابل دادگاه انقلاب تجمع كرده بودند را دستگير كرده و روانه زندان اوين كرد. الان كه اين مطلب را مینويسم هنوز هيچ خبری از آزادی دستگير شدگان نيامده و به احتمال فراوان تا بعد از هشت مارس مهمان اوين باشند و پشت ميلهها هشت مارس را برگزار كنند. بالاخره هشت مارس در زمانه دولت مهرورز بايد تفاوتی با هشت مارسهای گذشته داشته باشد. اكنون بسياری از فعالان حوزه زنان پشت ميلههای سرد و زنگار گرفته اوين چشم به آنهايی دوختهاند كه از مهرورزی بینصيب ماندهاند شايد مهرورزی پنجشنبه سراغ آنها هم بيايد، اما چارهای نيست و نمیشود نشست و دست روی دست گذاشت، همه زنان و مردان غيرمهرورز بايد كاری بكنند كه خاموشي آيين ما نيست:
گر بدين سان زيست بايدپست
من چه بیشرمم اگر فانوس عمرم را به رسوائی نياويزم
بر بلند كاج خشك كوچه بنبست
نویسنده: بیژن

