چهل روز از تشكيل كمپين قصر الدشت ميگذرد. گر چه در اين مدت ناملايمات و طعنه هاي بسياري را از سر گذرانديم اما يك قدم از اهداف و اصول متعالي و مترقي مان پا پس نكشيديم و همپاي قطار بدون ترمز هستهاي به پيش ميتازيم و سر سپردگان استكبار جهاني و چاوزيون مو فرفري به گرد پايمان هم نمي رسند.چهل روز پيش كسي به مخيلهاش هم خطور نميكرد كه با پا به عرصه گذاشتن اين گروه معادلات منطقهاي و فرامنطقهاي دستخوش تحولات شگرف گردد.اما اينك در چهار گوشه جهان از آبگيلك قزوين گرفته تا تورنتو كانادا و يناي آلمان همه چشم به استراتژيهاي راهبردي اين نشست دارند . فروتنانه اعلام ميكنيم كه دستاوردهاي متعدد ما در اين مقال نميگنجد ولي چاره را در اين ديديم كه در راستاي شفاف سازي و آگاهي بخشي به افكار عمومي به تعدادي از انها اشاره كنيم:
1-در حالي كه نظريههاي مدعيان دروغيني چون هانتينگتون، فوكوياما، چامسكي،ايرگاري و... به گل نشسته و جامعه بشري در حسرت ناتمام صلح و دوستي به سر ميبرد ظهور پديده قصر الدشت بار ديگر بارقههاي اميد جوانه زد و طلوعي ديگر را نويد داد .
2-ما توانستيم در اولين قدم با رايزنيها و تعاملات گسترده بين المللي ايده بر زمين مانده برادر مرحوم و مغفورمان ادوارد سعيد را جامه عمل بپوشانيم و آن كاكا سياه مو وزوزي لب شتري را كه به ناحق ده سال به عنوان عامل امپرياليسم، رياست سازمان ملل را تصاحب كرده بود معزول و فردي ريزبين از تبار شرق و دل داده فلسفه اشراق ( برادر بان كي مون)را منصوب نماييم تا خاري باشد در چشم و استخواني در گلوي بوش احمق و فيدل سخيف.
3-مطمئناً كسي آگاه نيست كه چگونه نسوان دربند از بند رستند تا لواي فمنيسم در اين مرزو بوم بر زمين نماند.رهايي ميسر نمي شد اگر چانه زنيهاي پشت پرده ما نبود.8 مارس براي نابودي جنبش نسوان چه دامها كه نگستردند و چه نقشهها كه نكشيدند، اما درايت و ذكاوت اين گروه دامها را برچيد و نقشهها را بر آب كرد. اكنون همه چشم به ما دارند كه كمپين يك ميليون امضا را به جايي برسانيم.
4-غير قابل باور است كه دخترك كبريت فروش ديروز به تكنسين هستهاي امروز بدل شده كه با تركيب گوگرد و گاز فندك به فرمول جديدي جهت غني سازي اورانيم دست يافته، و اين همه ميسر نمي شد جز در سايه حمايتهاي بي چشم داشت اعضاي اين گروه.آيا اين افتخار نمود عملي نظريه ما ميتوانيم نيست؟
5-اكنون در نقطهاي قرار داريم كه مي توانيم جشن چهار شنبه سوري را با ترقههاي غني شده هستهاي، آتشين و پر صداتر از هميشه برگزار كنيم و براي هفتاد ميليون هموطن هفتاد ميليون ترقه هسته اي تدارك ديدهايم.پيشاپيش فرا رسيدن سال هستهاي را به ملت هستهپرور شاد باش عرض ميكنيم.
6-تا كنون ميليونها درخواست براي عضويت در كمپين قصر الدشت واصل شده است كه از اين حجم وسيع درخواست تعداد انگشت شماري حائز شرايط عضويت ميباشند كه با در نظر گرفتن پيچيدگيها و ظرايف اين مسووليت تعدادي را بعنوان عضو ناظر آن هم به صورت آزمايشي پذيرفته و در جهت آمادگي آنها كلاسهاي آموزشي تدارك ديدهايم.
سراسيمه به روزنامه میآيد و مي گويد از تجمع زنان در مقابل دادگاه انقلاب خبری آمده، من بیخبر از همه جا ميپرسم مگر امروز قرار بود تجمع كنند؟ ايسنا را كه باز میكنم متوجه همه چيز میشوم. اگر چه خبر طبق معمول بسيار بد و محافظهكارانه تنظيم شده ولی شك داشتيم كه همان راهم بتوانيم كار كنيم.خبر كوتاه بود،اما دردناك؛دولت مهرورز در آستانه هشت مارس حدود شصت نفر از زنانی كه در اعتراض به دادگاه دستگير شدگان تجمع 22 خرداد،مقابل دادگاه انقلاب تجمع كرده بودند را دستگير كرده و روانه زندان اوين كرد. الان كه اين مطلب را مینويسم هنوز هيچ خبری از آزادی دستگير شدگان نيامده و به احتمال فراوان تا بعد از هشت مارس مهمان اوين باشند و پشت ميلهها هشت مارس را برگزار كنند. بالاخره هشت مارس در زمانه دولت مهرورز بايد تفاوتی با هشت مارسهای گذشته داشته باشد. اكنون بسياری از فعالان حوزه زنان پشت ميلههای سرد و زنگار گرفته اوين چشم به آنهايی دوختهاند كه از مهرورزی بینصيب ماندهاند شايد مهرورزی پنجشنبه سراغ آنها هم بيايد، اما چارهای نيست و نمیشود نشست و دست روی دست گذاشت، همه زنان و مردان غيرمهرورز بايد كاری بكنند كه خاموشي آيين ما نيست:
گر بدين سان زيست بايدپست
من چه بیشرمم اگر فانوس عمرم را به رسوائی نياويزم
بر بلند كاج خشك كوچه بنبست
نویسنده: بیژن
با توجه به اينكه اين روزها همگان ترمز بريدهاند و عمراًدنده عقب بروند و سرشان را پايين انداختهاند و جلو ميروند و هيچ چيز جلودارشان نيست ما قصرالدشت نشينان هم براي اينكه از قافله عقب نمانيم ترمزهايمان را به زباله داني سر كوچه انداختيم تا آن هم به زباله داني تاريخ بيندازدش همانگونه كه ماركسيسم به زباله داني تاريخ رفت.
در اين جا لازم میدانيم اندر مزاياي ترمز بريدن نكاتي روشنگرانه را به عرض ملت ترمز بريده برسانيم.
1- تبارشناسي تاريخي نشان میدهد كه ترمز آلتي وارداتي است و هيچ جايگاهي در تاريخ اين مرزو بوم ندارد.صد سال پيش كه درشكه ها در اين كشور جولان مي دادند ، كسي بيمار نمي شد، زندگي پر از شادي و بدور از غم بود.اما از همان روزي كه استعمار پير و خرفت كلمه خبيثه مشروطه را بر سر زبانهاي جاهلان انداخت و اين تخم لق را در اين آبادي كاشت اسبها افسرده شدند و ماشينهاي دودي (البته نه دودي خودمان )جاي اسبهاي نجيب را گرفتند و به جاي شيهه، دود به خورد اين مردم دادند و شادي و بهجتمان به تاراج رفت . اما همچنان مردمان اين سرزمين با اين ماشينها همچون اسبان بي لگام ميتاختند و نگاهي اسبانه به آن داشتند استعمار پير كه از اين وضعيت خشنود نبود حيله اي ديگر ساز كرد و آلتي آورد به نام ترمز تا لگامي بر تاخت و تازمان بزند.ترمز را آورد تا بر ما آقايي كند و براي اينكه ميخ خود را محكمتر بكوبد مايهاي سياه و بد بوهمراه ان آورد و گفت اين هم روغنش. چربش كنيد تا بهتر برود. كه اين مايه تركيبي از همان نفت و قهوه قجري خودمان بود .
2- يك صد سال گذشت تا فكرو انديشه ايراني به تكاپوافتاد و منتخب محبوب مردم با استمداد از نظريات پسا استعماري ادوارد سعيد خودمان كشفيد كه ريشه عقب ماندگيمان همان ترمز و آن روغن منحوس است نه بحث انتزاعي سنت و مدرنيته و روشنفكري ديني اشخاصي همچون ع.س
3- اما اينك ما ترمزبريدگان دريافتهايم كه راه برون رفت از اين تراژدي وتسلسل« نه» به ترمز است و در اين راستا ترمز قطار هستهايمان را بريديم و به دور انداختيم و با استعانت از انديشه هاي پر تلالو ادوارد سعيد،فانون،گاندي،بهابها،اسپيوك،شايگان ، امام محمد غزالي و خواهرمان سيمون دوبوار در حوزهاي ديگر هم ترمز خواهيم بريد.
4- حال كه نسوان محترم تصميم بر اين دارند كه در هشت مارس ترمز ديگري را پاره كنند ما ضمن حمايت از اين اقدام متهورانهي نيمه غايب جامعه اعلام ميكنيم كه حجاب نيز ترمزي است وارداتي است كه در شكل و صورتي نو به جامعه نسوان تحميل شده است. البته لازم به تاكيد است كه همچون برادرانمان در وزارت گل محمدي( همان اموزش و پروش سابق)ترمزها را بي محابا پاره نكنند كه باعث عقوبت دنيا و اخرت شود و دل ما را بسوزاندو استعماريان را شاد كند.خواهرانمان بايد با تيز هوشي زائد والوصفي ترمزها را در ميدان محسني پاره كنند كه مبادا چيني نازكمان پاره شود.
5- ما قصر الدشت نشينان خوش نشين از خواهر متعهد و متاهل و متعبدمان فاطمه رجبي دعوت میكنيم كه هشت مارس به ميدان محسني آمده و همراه ديگر خواهران در مراسم ترمزبران شركت كند

