تبليغاتX
شطحيات


ما هم هستیم

 

پرده بالا می رود.

جمعیت حاضر کف می زنند.

روی سن میز بزرگی قرار دارد که دور آن افرادی نشسته اند در میان آنها گوژپشت را هم می توانید ببینید.

سرو صدای افرادو همهمه زیاد است چیزی مشخص نیست ، گوژپشت با تعجب به افراد نگاه می کند. شخصی با یک پرونده وارد می شود.

تق تق تق جلسه آغاز می شود.

ارشاد الممالک:»دوستان امروز در این مکان جمع شده ایم تا کانون نویسندگان مجازی آزادیخواه شورآباد را تاسیس کنیم.»

میراث الدوله:« آقا اول باید ببینیم این مجازی که می گویید چیست. ابوی گرام همیشه می گفتند در فقه یک چیزهای مجاز است.»

بخش الله:« توی دهات ما همیشه پسر کدخدا بود که آزاد بود گوسفنداش هر جایی بچرانه، این یعنی اینکه از این به بعد گوسفند های ما هم میتانند».

 خانم سعادت السلطنه:« من فکر می کنم منظور آقای ملک ارشاد یک بحث روشنفکری باشد».

همهمه دوباره آغاز می شود. حاضرین که تا کنون لمیده بودند روی صندلی خود جابه جا می شوند و شروع می کنند به درست کردن لباسهای خود.

حسن الحکما:« بله، من هم فکر می کنم بحث، بحث روشنفکری است البته ما خودمان منور الدوله هستیم و در باب روشنایی چیزی کم نداریم.»

حسین عمواوقلی که خود را تئوری پرداز می داند، کتش را درست می کند و می گوید:« باید به آقای حکما بگویم که بحث روشنفکری با بحث منور بودن شما متفاوت است، ما بچه که بودیم با اخوی گراممان همیشه از فانوس برای روشنایی استفاده می کردیم، البته درست است امروز دیگر برق آمده است».

جمعیت صلوات می فرستد.

گوژپشت که تا به حال با تعجب به بحثها گوش می داد، برای آنکه بحث را داغتر کند وارد می شود:« چه خوب بود که آقای ارشاد الممالک می فرمودند  نظرشان درباب این عنوان چه بوده است».

آقای ارشاد الممالک که انگار منتظر یک همچین پیشنهادی بود. سریع سر صحبت را بدست می گیرد:« خیلی ممنون. عذر خواهی کنم به سبب آنکه من کمی اشراف زاده بار صحبت کردم. بالاخره بودن با بزرگان این چنین چیز ها را هم دارد». صدای نیش خند جمع.

ارشاد الممالک:«باید بگویم همه چیز واضح است منظور من ایجاد کانونی برای نویسندگان مجازی آزادیخواه شورآباد است، فکر می کنم منظورم واضح باشد.»

حاضرین سری به علامت تایید تکان می دهند.

حسن الحکما:«درست است تازه متوجه شدم. در واقع ما می خواهیم نویسندگان را آزاد بگذاریم تا مجاز باشند در چرا گاه ده بخش الله چرا کنند.»

بخش الله حالت اعتراض به خود می گیرد:« نه آقا من مخالفم. شما توطئه کرده اید برای چراگاه ده ما».

 

صدای همهمه دوباره بلند میشود.

صحنه تاریک می شود، پرده کمکم   صحنه را می گیرد.

 

نویسنده: گوژپشت

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 22:22  توسط چند نفر  | 



             بيانيه دوم نشست قصر الدشت(گروه1+4)

 

با درود و سلام بر ويتگنشتاين متاخر و پرفسور رورتي

نشست دوم قصر الدشت در حالي برگزار شد كه استكبار جهاني و فيدل كاسترو دست به دست هم داده بودند تا با كمك ايادي داخلي‌شان مانع از برگزاري اين نشست شوند. اين سر سپردگان و عناصر معلوم الحال و معلول الاحوال در حالي كه شركت كنندگان نشست قصر الدشت 14 روز پيش اعلام كرده بودند كه همراه با جشن پر شكوه هسته‌اي ملت نشست تكميلي را برگزار خواهند كرد فرومايگان كج انديش، متوسل به حيله هاي نخ نما شده، براي بي اثر كردن اين نشست، به برگزاري يك گرد همايي محقر و بسيار مضحك در آبگيلك پرداختند و از 2 تن از اعضاي گروه 1+4 دعوت به عمل آوردند كه برادر دودانگه با تيز هوشي زايد الوصفي فريب مكر اين عناصر خود فروخته را نخورد و به افشاي نيت پليد آنها پرداخت .اما بسي جاي تاسف است كه برادر ساده لوح مان علي عظيمي به مثابه همان شيخ ساده لوح تحت تاثير مسائل عاطفي قرار گرفته و فريب  سرسپردگان فيدل پير و جرج بوش احمق را خورد.اما جاي بسي خوشحالي است كه برادر متعهد و اهل قلم و عمل‌مان جمشيد، به اين گروه ملحق شدند و در بهتر برگزار كردن اين نشست به خصوص تهيه سانترفيوژهاي سبز از دلالان و واسطه‌هاي خارجي جيحون محله جهدي وافر نمودند.

اما دستاوردهاي اين نشست:

1-بر اساس تحقيقات گسترده برادر دودانگه و ارائه اسناد و مدارك معتبر و مستند ايشان نشست به اين نتيجه رسيد كه عامل زالو صفت(علي.ت) تنها بازيچه و مترسكي بيش نبوده و توسط آن شيخ قزويني وحاج داود.م( معروف به داود پينگ پنگي) كه دكترايش را از دانشگاه هاوايي گرفته و هم اكنون در آنجا به سر مي برد( همان هادي آباد خودمان) هدايت مي شده است.

2-با پيگيريهاي گسترده اعضاي نشست و همت دولت اصولگرا قيمت گوجه فرنگي طي اين مدت كاهش محسوسي داشته و سفره‌هاي خالي مردم را رنگ قرمز بخشيده كه اين امر سيل گسترده پيامهايي تشكر آميز مردمي را از اعضاي گروه در بر داشته است.اعضاي گروه بر خود لازم مي‌دانند از تلاشهاي شبانه روزي مرد املت ساز گروه( برادر خالقي)تشكر و قدر داني نمايند.

3-پيرو مذاكره استاد بيژن با ارشاديون متعهد و خدوم، فيلم برادر مهرجويي در اين نشست و همچنين جشنواره فجر اكران شد. همچنين برادر صفار متعهد شد كه به وضعيت نابسامان وبلاگها و آمار كم بازديد كنندگان رسيدگي كرده و زمينه بالندگي و رشد وبلاگهاي ارزشي را فراهم نمايد. همچنين برادر مرتضوي نيز با تشكر از حساسيتها و تيز بيني اعضاي اين نشست تصميم به برخورد گازانبري با متخلفان گرفته وفريادهاي ته خيابان فشار قوي  را هر چه زودتر خفه نمايد.

3-پيگيريهاي برادر مجتبي (فروردين) در خصوص وضعيت نابسامان دخترك كبريت فروش و مادرش به سمع و نظر حاضرين رسيد و نگرانيهاي اعضاي گروه و همچنين مجامع بين الملل حقوق بشري در اين مورد مرتفع گرديد.قرارداد خريد مواد آتش‌زا نيز با او منعقد شد (هم اينك دخترك با مادرش در ويلاي در شميران داراي استخر و جكوزي مستقر مي‌باشد)

4-با توجه به شهره بين المللي گروه كه مثل بمب هسته‌اي صدا كرده، قلندران پيجامه پوش و مير فتاح از تحريريه روزنامه اعتماد استعفاء داده و در خواست عضويتشان را به گروه واصل كردند كه صلاحيت آنها مورد بررسي قرار خواهد گرفت و در نشست آتي به سمع و نظر ملت هسته اي خواهد رسيد.

5-با توجه به اينكه اعضاي گروه هيچگونه كارشكني ، نافرماني و تخطي از اصول و مرامنامه تشكيلات را بر نمي تابند مقرر شد كه برادر جمشيد به تخلف تشكيلاتي عظيمي ساده لوح رسيدگي و در صورت لزوم او را پاك سازي نمايد.

6-تمام اعضاي گروه پس از اتمام نشست و صدور بيانيه همراه و همگام با ملت هميشه در صحنه در جشن هسته‌اي شركت كرده تا مشت محكمي باشد بر دهان آبگيلك نشينها و استكبار جهاني و فيدل پير و چاوز گنده‌بك.بعد از اتمام جشن هسته‌اي مصوب شد كه برادر دودانگه ساعت هشت عصر براي جذب يك عضو  از جامعه نسوان به چانه زني بپردازند.

با توجه به احتمال دسيسه‌هاي استكباريون و چاوزيون مو فرفري زمان و مكان نشست بعدي محرمانه بوده و اعلام عمومي نمي‌گردد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 13:45  توسط چند نفر  |